تبليغاتX
خورشید شبستان
 مصاحبه اختصاصی با امیر رحیمی آذر ، آهنگساز "تنها تو می مانی"
 

 تنها تو می مانی

 جدیداً دراین ترافیک شدید تولید آثار موسیقایی مختلف در کشور ، شاهد تولید موسیقی های گوناگونی هستیم ، اعم از سنتی ، اصیل ، ملی ، پاپ... و مخصوصا موسیقی زیر زمینی و در شایع ترین نوع آن ، موسیقی ای که از آن با نام "رپ" یاد می شود ، که در جای خود قابل بررسی و کنکاش است. بوضوح ، شنیدن تمامی این موسیقی های تولید شده کار آسانی نیست و متحمل هزینه و وقت بسیار است. [از گوش و وقتِ که برآید ، کز عهده ی شنیدنش بدرآید؟!]

باری ، در این تولید انبوه ، چه بسیار آثار فاخری که با تبلیغ ضعیف و معرفی محدود به گوش همه کس نمی رسند و چه بسیار آثار نازلی که با تبلیغ قوی و معرفی مناسب به گوش همه ی جامعه می رسند. درینجا قصد زیر سوال بردن هیچ موسیقی ای را ندارم بلکه تنها قصد بررسی این ساختار عجیب را دارم.

چرا باید یک اثر موسیقی بسیار پیش پا افتاده مثل بمب صدا کند و در همه ی رایانه ها و موبایل ها و پخش های اتومبیل ها و... سروصدا بپا کند و حتی ورد زبان این و آن شود اما یک اثر موسیقی سطح بالا ، فقط بدست یک عده ی خاص برسد و تنها تعداد معدودی از آن لذت ببرند؟! منظور بنده این نیست که یک اثر موسیقی پیش پا افتاده حق تبلیغ زیاد نداشته باشد اما یک اثر موسیقی موقر حق تبلیغ زیاد داشته باشد. خیر ، به عقیده ی بنده هر اثر موسیقی در کشور ما باید جای تبلیغ داشته باشد و این تبلیغ بگونه ای مساوی باشد که هر ایرانی بتواند دموی مناسبی از آثار موسیقایی تولید شده در کشور داشته باشد و آنگاه انتخاب نماید.

با این تفاسیر ، و با توجه به اینکه اطمینان دارم که بسیاری از موسیقی های ارزشمند تولید شده بگوش خیلی ها نمی رسد ، وظیفه ی خود می دانم تا جایی که امکان داشته باشد در معرفی این آثار تلاش کنم و با این کار شاید (و شاید) بتوانم به اندازه ی خودم دستانم را بر ستون های در حال لغزش فرهنگی و هنری مملکت خویش بفشارم و با کمک عزیزان هنر دوست از لغزش این ستون ها که قدمتی به درازای عشق و عطش دارند ، بکاهیم.

 

یکی از این آثار موسیقی تولید شده و منتشر شده در سال 87 ، آلبومی بود با نام "تنها تو می مانی". این آلبوم به مصداق انزوا و گوشه نشینی و سکوت اهل هنر، با آرامش و سکوت عجیبی منتشر شد. در مرکز فروش آثار موسیقی تهران (میدان انقلاب) تنها تعداد معدودی فروشگاه ، این آلبوم را عرضه می کردند و در بسیاری از شهرهای دیگر حتی پخش نشده بود.

بروشور آلبوم با یکی از عکس های قدیمی علیرضا افتخاری (عکس ایشان در مراسم تشییع مرحوم مجتبی میرزاده) طراحی شده بود! و نکته ی بسیار عجیب تر اینکه اسم خواننده ، یعنی علیرضا افتخاری ، از اسم عنوان آلبوم درشت تر و مشخص تر  چاپ شده بود!

نکته ی جالب توجه دیگری در بروشور ، به چشم می آید که همان نام آهنگسازان اثر است: امیر رحیمی آذر و علی خشتی نژاد و تنظیم کاوه سروریان. سه موزیسین جوان و مشتاق. این آلبوم اولین تجربه ی رحیمی آذر ، خشتی نژاد و سروریان با افتخاری است و الحق و انصاف هم که تجربه ی خوب و شایسته ای از آب درآمد.

 با این مقدمه ی طولانی به سراغ یکی از آهنگسازان این اثر می رویم و با او هم کلام می شویم.

امیر رحیمی آذر

 با عرض درود به جناب آقای رحیمی آذر عزیز و تشکر از اینکه وقت خودتان را برای گفتگویی در زمینه ی آلبوم "تنها تو می مانی" به وبلاگ خورشید شبستان اختصاص دادید.

س. آقای رحیمی آذر به عنوان اولین سوال ، از خودتان و نحوه ی شروع کارتان به موسیقی ، احوالات شخصی تان در این زمینه و همچنین آثاری که تا بحال داشته اید ، برای ما بفرمایید.

 ج. من از کودکی به موسیقی علاقه داشتم و از سیزده سالگی آثار استاد شجریان ، افتخاری ، ناظری ، تعریف و... را دنبال می کردم و اغلب آهنگ ها را از حفظ می خواندم. علاقه ی بسیار زیادی به آواز های استاد شجریان پیدا کردم و اصولا درک موسیقی و خط فکری من بر اساس آواز های تکرار ناشدنی استاد شکل گرفت ولی شرایط طوری بود که نمی توانستم به کلاس موسیقی بروم. سال 1373 همزمان با قبولی در دانشگاه در رشته ی مهندسی مکانیک ، یک سنتور تهیه کردم و به کلاس سنتور رفتم که نام استاد آقای صیاد بود. مدتی با اردوان کامکار کار کردم و سپس نزد استاد کاظم داوریان رفتم که ایشان حق بزرگی بر گردن من دارند و یک استاد نمونه هم از نظر فنی و هم از نظر اخلاقی هستند که متاسفانه ، الآن موسیقی از داشتن این استاد بزرگ محروم است و ایشان در آمریکا مشغول به کار هستند. بواسطه ی دوستی نزدیک با علی خشتی نژاد ، همزمان تار و سه تار را با ایشان کار کردم ، با تشویق های علی نزد ناصر مجرد از شاگردان استاد بنان رفتم و مدتی هم آواز کار کردم ، دانشگاه و سربازی که تمام شد سرگرم کار شدم و زیاد به موسیقی بعنوان شغل نگاه نمی کردم و بیشتر بعنوان علاقه ی شخصی موسیقی را دنبال می کردم و تنها تو می مانی که شاید بر اساس یک حادثه اتفاق افتاد ، اولین اثر من می باشد.

  

س. فکر اولیه ی خلق آلبوم "تنها تو می مانی" به کی و کجا بر میگردد؟ همچنین در بروشور آلبوم ، مشخص نشده است که آهنگساز هر تصنیف چه کسی می باشد. به بیان واضح تر معلوم نیست کدام تصنیف ساخته ی شما و کدام تصنیف ساخته ی آقای خشتی نژاد است. اگر امکان دارد برایمان بفرمایید کدام تصانیف از ساخته های خودتان و کدام از ساخته های آقای خشتی نژاد هستند؟

 ج. همه چیز از پاییز سال 85 شروع شد ، علی جزء بهترین دوست های من بود و هر هفته یکی دو شب به منزل من می آمد و گاهی وقت ها تا 4-5 صبح ساز می زدیم و می خواندیم ، در حین همین برنامه ها ملودی هایی بطور بداهه خلق شد و تصمیم گرفتیم به کار ، انسجام بیشتری بدهیم. دیدگاهمان از موسیقی و شعررا به میان آوردیم ، بیشترین زمان صرف انتخاب شعر شد ، سپس شروع کردیم به ملودی پردازی بر روی شعر ، آنقدر با ملودی ها کلنجار می رفتیم تا آخر کار نفهمیدیم که ملودی ها دست پخت کیست! حقیقتا قابل تفکیک هم نبود ، در بعضی از تصنیف ها نقش من از علی پر رنگ تر بود و در بعضی از تصنیف ها نقش علی پر رنگ تر بود و از این جهت بود که در معرفی آهنگ ها از "آهنگسازان" بجای "آهنگساز" استفاده کردیم و این یعنی مفهوم کار جمعی ، یعنی اینکه برای ما فقط یک چیز مهم بود ، هدف ، اینکه چه کسی چند درصد از کار را انجام داده مهم نیست ، مهم این بود که کار آبرومند تولید کنیم.

 

 س. چطور شد که وظیفه ی مهم تنظیم موسیقی تان را به آقای سروریان سپردید؟

 ج. کاوه سروریان توسط یکی از دوستان و اساتید علی معرفی شد ف چند نمونه از کارهای ایشان را شنیدم و با ایشان جلساتی داشتیم ، دیدم ایشان ایده های بسیار خوبی دارند و خیلی زود با هم هماهنگ و به اصطلاح امروزی ها match شدیم.

  

س. در نهایت از کار ارکستراسیون آقای سروریان راضی بودید؟ بعبارتی دیگر ، ارکستراسیون آقای سروریان ، چقدر شبیه چیزی شد که شما انتظار آن را داشتید؟ آیا این تنظیم از ابتدای کار مد نظر شما بود یا خیر؟ 

ج. من شخصا از هر نظر از همکاری با آقای کاوه سروریان رضایت دارم و ایشان را یکی از بزرگترین تنظیم کننده های ایران می دانم و علاوه بر درک بالای موسیقی و سواد موسیقی بسیار بالا ، فوق العاده با اخلاق و محجوب هستند و از کار کردن با ایشان بسیار لذت بردم. در مورد قسمت دوم سوال شما باید بگویم که کاوه در اکثر آهنگ ها من را شگفت زده (surprize) می کرد ، یعنی معمولا فراتر از انتظار من بود.

س. با حدسی قریب به یقین می توانم عرض کنم که انتخاب دقیق و با وسواسی برای گزینش اشعار صورت گرفته است. که صد البته ، این اشعار در بازدهی موسیقی ، توفیق شما را بیشتر کرده است. اشعار ناب و بقول معروف شاهکارهای شعرایی چون قیصر امین پور ، سیمین بهبهانی ، رهی معیری ، عماد خراسانی و بالاخره امیر هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) به زیبایی با ملودی شما و صدای آقای افتخاری ، میزان شده است. از انتخاب اشعار برایمان بگویید. 

ج. من شخصا به شعر کهن و قالب غزل دلبستگی دارم ، مخصوصا مولانا و سعدی ، ولی هدف ما استفاده از اشعار شعرای معاصر بود، البته این هدف برای این آلبوم و آلبوم "بهار بی گل" تعریف شده است و برای کارهای آینده علاقه مندیم از اشعار شعرای کهن نیز استفاده کنیم. با علی مطالعات زیادی انجام دادیم ، تقریبا اشعار اکثر شعرای معاصر را مطالعه کردیم ، زمان زیادی صرف این کار شد و اشعار این آلبوم و "بهار بی گل" انتخاب شدند.

 

س. کل این آلبوم در یک ژانر و فضای مشخصی خلق شده است اما با رسیدن به تصنیف "زبان نگاه" ، شنونده به یک ژانر موسیقی دیگر وارد می شود! به نظر بنده (این نظر شخصی بنده است و شاید خیلی ها با این عقیده ی بنده مخالف باشند) این تغییر حالت اساسی مثل یک تلنگر به شنونده است ، البته شاید بتوان این تصنیف را از نظر شعر و تا حدی هم ملودی ، به دیگر تصانیف ربط داد اما با همه ی این ها ، باز هم این تغییر اساسی در این قطعه کاملا مشهود است. البته این هنر ، هنر شماست و قصد دخالت در کار شما را ندارم اما بهتر نمی شد اگر این تصنیف هم در همان جهت تصانیف قبلی تنظیم می شد؟

 ج. روزی که ما برای ارائه ی کار و قرارداد خدمت آقای افتخاری رسیدیم ، هفت تصنیف برای این آلبوم در نظر گرفته بودیم. تصنیف "زبان نگاه" به دستور جناب افتخاری و بر اساس ملودی پردازی ایشان به این آلبوم اضافه شد. به همین دلیل است که فضای این تصنیف متفاوت است ، چون آهنگساز آن شخص دیگریست! و البته خود استاد فرمودند که اسمشان بعنوان آهنگساز برده نشود و خیلی تاکید داشتند که حتی جایی عنوان نشود و این حمل بر تواضع ایشان بود، ولی دور از انصاف بود که ما به این موضوع اشاره نمی کردیم.

  

س. جناب رحیمی آذر ، گنجاندن دو قطعه آوازی کوتاه در بین دو تصنیف به پیشنهاد شما بود یا خود آقای افتخاری؟ یکی در تصنیف "عمر آن بود" که اگر اشتباه نکرده باشم ، آواز کوتاهی در مایه ی شوشتری در بین تصنیف گنجانده شده و دیگری هم در تصنیف "طوفان" که آقای افتخاری یک بیت را بصورت آوازی در اصفهان می خواند.

 ج. خیر ، هر دو قطعه بنا به پیشنهاد آقای افتخاری به کار اضافه شد.

  

س. آیا شما اصولا با گنجاندن آوازهای دستگاهی کوتاه در بین یک تصنیف موافق هستید و این متد را چقدر موفق ارزیابی می کنید؟

 ج. من نه مخالفم ، نه موافق ، بستگی دارد ، شاید در جایی نتیجه ی خوبی داشته باشد ولی در جایی باعث شود آهنگ از ریتم بیفتد و از زیبایی آهنگ بکاهد.

  

س. چطور شد که برای خوانندگی این آلبوم ، به آقای افتخاری پیشنهاد دادید؟ چه ملاک هایی در صدای ایشان وجود داشت که شما را ترغیب به این همکاری کرد؟

ج. آقای افتخاری چند خصوصیت منحصر بفرد دارد:

1.    رنگ صدای مستقل ، که  شبیه هیچ کس نیست و بعبارتی ، تقلیدی نیست. حقیقتا من از این صداهای تقلیدی و تکراری خسته شده ام ، همه می خواهند ادای استاد شجریان را در بیاورند ، من عاشق صدای استاد شجریان هستم و موسیقی خودم را مدیون صدای آسمانی و آواز های بی بدیل استاد می دانم ولی از هر گونه صدای کپی ، به شدت بدم می آید.

2.    حجم صدای مناسب ، که باعث می شود صدا بر روی ارکستر بنشیند.

3.    تبحر در تصنیف خوانی و تکنیک بسیار بالا و حالت های مخصوص به خود که در انحصار شخص آقای افتخاری است.

4.    روحیه ی کار کردن با جوان ها ، که متاسفانه کمتر استادی این خصوصیت را دارد.

 

 {عکس بالا از وبلاگ آقای کاوه سروریان دریافت شد}

س. همانطور که استحضار دارید آقای افتخاری در ژانرهای مختلفی اجرا داشته اند اعم از سنتی ، اصیل ، پاپ ، محلی و آلبوم های مختلفی اجرا کرده اند اما در میان آثار ایشان ، آلبوم هایی مثل "شور عشق" یا "نیلوفرانه" که به موفقیت چشمگیری هم دست پیدا کردند ، از نظر ملودیک و  ارکستراسیون با "تنها تو می مانی" در یک ژانر قرار می گیرند. حال با توجه به این قضیه آیا شما شخصا صدای آقای افتخاری را در این ژانر موفق تر می دانید یا محدوده ی خاصی برای صدای ایشان لحاظ نمی کنید؟

 ج. خب این وضوح واضحات است! کافیست سال 1374 را با سال 1386 مقایسه کنید ، من معتقدم کارهای پاپی که آقای افتخاری خوانده اند باعث ریزش تعداد زیادی از طرفدارانشان شده است، البته تعداد کمی به آن افزوده شده است. افتخاری راز گل ، سرو سیمین ، نیلوفرانه ، هنگامه ، یاد استاد و شورعشق را مقایسه کنید با افتخاری سفر ، عاشقا سلام و... و البته دلایل محکمی برای گفته هایم دارم ، و مطمئن هستم شما که وبلاگ نویس موفقی هستید و از افکار عمومی مطلع هستید (و نیازی به تکرار مکررات نیست) خودتان بهتر از من ، این مطالب را می دانید. من به تنوع سلایق احترام می گذارم ولی با شرایط خودش  ، که در صورت نیاز بعدا به آن ها خواهیم پرداخت. در ضمن جناب محمدی ، سوال های شما خیلی لب تیغ هستند!!!

  

س. کار ضبط و تنظیم ارکستر بر اساس صدای آقای افتخاری و توانایی های ایشان انجام گرفت یا اینکه ارکستر بر اساس صدای خاصی ضبط نشده بود؟

 ج. ما جلساتی با آقای افتخاری داشتیم و کاوه هم در این جلسات حاضر بود ، و ارکستر بر اساس صدای آقای افتخاری تنظیم و ضبط شده است ولی چون از اول کاوه سروریان آهنگ ها را با صدای من شنیده بود ، شاید در جایی بطور ناخودآگاه  بگونه ای تنظیم شده باشد که با صدای آقای افتخاری متفاوت باشد.

  

س. جناب رحیمی آذر از شما تقاضا دارم در رابطه با هر یک از تصانیف این مجموعه و مشخصات آنها اعم از دستگاه ، حالت درونی و باطنی آنها همچنین تلفیق شعری آنها و جزئیاتی که خود حضرتعالی بیشتر بر آنها واقف هستید ، توضیحی کامل و جامع بفرمایید.

 ج. تصنیف اول با شعری از قیصر امین پور در مایه ی دشتی ساخته شده است و تنظیم کلاسیک تری نسبت به قطعات بعدی دارد و تصنیف "پنهان" با شعری از سیمین بهبهانی در دستگاه سه گاه ساخته شده و نت تنظیم و میکس یادآور ارکستر گل ها است و حال و هوایی قدیمی دارد. تصنیف بعدی که "نیاز" نام دارد ، بیشتر از بقیه ی تصنیف ها ما را اذیت کرد ، و حتی کاوه سروریان هم ابتدا از تنظیم این تصنیف امتناع کرد و اعتقاد داشت بدلیل مدولاسیون ها ی غیر معمول از دشتی به مخالف سه گاه و از مخالف به همایون ، که تا کنون سابقه نداشته و همچنین بدلیل اینکه نت "فا - بکار" به "فا - سری" و سپس "فا - دیز" تغییر می کند ، علاوه بر اجرا ، تنظیم را هم با مشکل روبرو می کند. به هر حال ، کاوه تنظیم این کار را به رغم پیچیدگی فراوان بخوبی انجام داد و کاوه تا لحظه ی ضبط ارکستر زهی ، از قابل اجرا بودن توسط ویلن ها مطمئن نبود اما نوازندگان ویلن بخوبی این کار را اجرا کردند و همچنین آقای افتخاری هم بسیار زیبا اجرا کردند.

تنظیم چهارم با شعری از رهی معیری ، تنظیم سنتی و در دستگاه همایون و ریتم لنگ  8/5 (پنج هشتم) اجرا شد. تصنیف پنجم با شعری از عماد خراسانی در دستگاه همایون و ریتم لنگ  8/5 اجرا شد. تصنیف ششم با شعری از قیصر امین پور در مایه ی دشتی ، ساخته شده است و با مقدمه ی 4/4 و از ابتدای شعر ریتم 8/7  می شود. تصنیف هفتم با شعری از سیمین بهبهانی در مایه ی اصفهان ساخته شده است و تا لحظه ی آخر هم قرار نبود آوازی در آن گنجانده شود ، روز ضبط آقای افتخاری گفتند من می خواهم وسط این آهنگ آواز بخوانم! یک ساعت برای اینکه آواز را در کجای آهنگ بگنجانیم بحث کردیم ، در آخر تصمیم گرفته شد که یکی از جمله های پایانی را تکرار (loop) کنیم و زمانش را طولانی تر کنیم تا آقای افتخاری بتوانند یک بیت را بخوانند که انصافا بسیار زیبا خواندند. تصنیف آخر هم با شعر سایه و ملودی آقای افتخاری و با تنظیم پاپ ارائه شده است.

بطور کلی سعی شده است در تمامی تصنیف ها ، ملودی پردازی بر اساس معانی شعر صورت گیرد و با فضای شعر هماهنگ باشد.

  

س. ضبط کل آلبوم چقدر زمان برد؟ اگر هم بطور تفکیکی بفرمایید بیشتر استفاده می کنیم. بدین روش که ضبط ارکستر چقدر زمان برد همچنین ضبط خواننده و بالاخره کارهای نهایی مجوز و انتشار؟

 ج. ما کار را از پاییز 85 شروع کردیم و آهنگ ها ساخته شد. کاوه سروریان تنظیم کرد و ضبط آهنگ ها بغیر از "تشنه ی درد" که سال 86 ضبط شده بود ، در آذر ماه 87 و بطور فشرده انجام شد. اول دی ماه ارکستر کامل شد و یک میکس سردستی کردیم و من و کاوه سروریان بعنوان دمو ، تصنیف ها را خواندیم و cd را به آقای افتخاری دادیم ، ایشان هم تا 22 دی ماه تمرین کردند و از 22 دی ماه ، هر روز یک تصنیف را خواندند. مراحل مجوز هم از همان روز آغاز شد و با زحمت آقای منصوری (مدیریت محترم شرکت نوانگار) بسرعت و در عرض یک ماه مجوز های لازم گرفته شد. البته مجوز شعر ها ، قبل از ضبط ارکستر توسط شرکت آوای خورشید و آقای چمن آرا –که جا دارد واقعا از زحمات ایشان تشکر کنم- گرفته شد.

  

س. به عقیده ی بنده ، جای خالی ساز و آواز در این قبیل آثار موسیقی ، کاملا مشهود است. همچنین گنجاندن دو یا چند قطعه ی آوازی همراه با ساز، هم باعث نوعی تفکیک بین تصانیف می شود هم باعث می شود به دستگاه و ردیف توجه بیشتری بشود. نظر شما در این باره چیست و به نظر شما با حذف دو یا چند تصنیف از این مجموعه و بخشیدن جای خالی آنها به ساز و آواز ، این آلبوم چگونه می شد؟

 ج. من شخصا دوست داشتم یک ساز و آواز کامل در حد 10-15 دقیقه با قوانین آلبوم داشته باشیم ولی آقای افتخاری قبول نکردند و گفتند که الآن کسی آواز گوش نمی دهد. من با ساز و آواز مخالفتی ندارم ولی متاسفانه امروزه ساز و آواز وسیله ای شده برای پر کردن cd و بدلیل کم هزینه بودن ، بین آهنگسازانی که خود هزینه ی تولید کار را می پردازند طرفداران زیادی دارد. ولی باید پذیرفت که در بین مردم ، طرفداران آواز، نسبت به 10-20 سال پیش خیلی کمتر شده اند. که یکی از دلایل آن بی کیفیت بودن آن است. من در 15 سال اخیر کلا 15 ساز و آواز خوب نشنیده ام که 95 درصد را استاد شجریان خوانده است. من شخصا بجز آواز های استاد شجریان ، آواز های هیچکس به دلم نمی نشیند. و ترجیح می دهم وقتی ساز و آواز در آلبوم هایم باشد که به استانداردهای لازم نزدیک شویم و نه برای پر کردن آلبوم!

  

س. آقای رحیمی آذر اگر اجازه می فرمایید به سراغ بحث مقدمه ای که عرض کردم برویم. "تنها تو می مانی" با انزوا و می توان گفت با هیچ هیاهویی منتشر شد. در حقیقت تبلیغات لازم جهت انتشار این آلبوم اصلا صورت نگرفت و حتی در توزیع آلبوم به فروشگاه ها هم ، کم تحرکی قابل ملاحظه ای دیده شد. دلیل این عزلت و تبلیغ و توزیع ضعیف چه بود؟ 

ج. در این آلبوم تهیه کننده و آهنگساز من بودم و بعضی ها دوست ندارند پای هنرمندان به تهیه کنندگی و بازار باز شود! من از نظر تبلیغات چیزی نسبت به کارهای دیگر که تولید می شوند کم نگذاشتم، سه بار در همشهری آگهی دادم و بیش از 50،000 پوستر و تراکت چاپ کردم ولی متاسفانه شرکت آوای باربد به کار من لطمه زد و در زمانی که من بابت تبلیغ در همشهری و چاپ پوستر و تراکت هزینه ی زیادی متقبل شده بودم به طرز مشهودی از فروش و توزیع کار امتناع می کرد و عمدتا ضعیف و کم رمق کار را توزیع کرد. باور کنید از 50،000 پوستر و تراکت ، 50 عدد هم توزیع نشد و نمی دانم چه بر سر آنها آمد!

کلا هدف این شرکت ها این است که هنرمندان را در تنگنا قرار دهند تا بتوانند در آینده آثار بیشتری با قیمت کمتری از آنها بخرند. در این زمینه ناگفته های زیادی دارم ولی فعلا تا همینجا کافی است و اگر لازم شد ، بعدها ناگفته های بیشتری را برای شما بازگو خواهم کرد تا علاقه مندان موسیقی بدانند که چه کسانی با افکار منجمد هر روز تیشه بر ریشه ی این مملکت می زنند و ... .

  

س. در هر صورت من و دوستان هنر دوستم ، وظیفه ی خودمان می دانیم که این اثر ارزشمند شما و دوستان هنرمندتان را به همه معرفی کنیم تا بقیه جامعه هم این موسیقی را بشنوند و بتوانند در رابطه با این اثر هنری ابراز عقیده کنند.

آقای رحیمی آذر ، در بروشور آلبوم ، اسم سایت های شما و آقای خشتی نژاد معرفی شده اند اما هیچ یک فعال نمی باشند! آیا دلیل خاصی دارد؟

 ج. از زحمات شما و همه ی کسانی که بدون هیچ چشم داشتی و از روی عشق و از باب دلسوزی برای موسیقی ایران زحمت می کشید نهایت تشکر را دارم.

در مورد وبسایت ، از اول اسفند تا همین امروز تقریبا هر هفته محمد درفشه قول داده که وبسایت را بارگذاری (آپ) کند ، امیدوارم تا اوایل اسفند پانزده سال دیگر ، محمد درفشه به وعده ی خود عمل کند! این سوال را از طرف من از ایشان بپرسید ، من که جوابی نگرفتم شاید شما بگیرید!

  

س. امیدوارم که از سولات پی در پی بنده خسته نشده باشید. آقای رحیمی آذر ، یکی از جذاب ترین بخش های گفتگو با هنرمندان ، شنیدن خاطرات و لحظات هنرمندان در طی تولید اثرشان می باشد. این بخش پایانی را به شما اختصاص می دهم تا به بیان خاطرات و لحظات تان در طی خلق "تنها تو می مانی" بپردازید.

ج. همه ی لحظات ضبط برای من خاطره هستند ، یکی از این خاطرات این است که وقتی آقای افتخاری برای اولین بار تصنیف "خسته ام از این کویر" را شنیدند اصلا خوششان نیامد و گفتند دشتی مناسب نیست و بایستی در نوا اجرا شود ، از طرفی من و علی به شدت به این ملودی علاقه داشتیم. خلاصه دل را به دریا زدیم و کار را دادیم به کاوه تا تنظیم کند و ارکستر را ضبط کردیم و گفتیم نهایتا اینکه آقای افتخاری راضی به اجرای آن نمی شون! و جالب این بود که آقای افتخاری هیچ اعتراضی نکرد و روز ضبط این آهنگ ، بیشتر از همه ی آهنگ ها مایه گذاشت و چنان دلسوز خواند که خود آقای افتخاری اشک در چشمانش حلقه زده بود. 

در مورد اسم آلبوم هم آقای افتخاری سه اسم پیشنهاد دادند: 1- دود و دودمان 2- خسته ام ، کویر 3- کویر خسته. ولی ما چون اعتقاد به کار جمعی داشتیم و جمع به "تنها تو می مانی" رای دادند ، این اسم را انتخاب کردیم و ظاهرا آقای افتخاری هنوز از این مسئله ناراحت هستند که امیدوارم رفع سوء تفاهم گردد.

 

س. در صورت مقتضی در مورد آثار آینده تان هم بفرمایید.

 ج. اثر بعدی ما آلبومی است به نام "بهار بی گل" به آهنگسازی من و علی خشتی نژاد و تنظیم کاوه سروریان و به خوانندگی من که احتمالا اواخر بهمن ماه منتشر خواهد شد.

  

س. به عنوان کلام آخر ، هر مطلب ناگفته ای که - به دلیل کوتاهی بنده و فراموش کاری ام - از قلم افتاد را بفرمایید و اگر صحبت خاصی هم با شنوندگان "تنها تو می مانی" دارید، تا استفاده کنیم.

ج. فقط دو موضوع است که لازم دانستم توضیح بدهم. در مورد طرح جلد و استفاده از این عکس بایستی عرض کنم که علی خشتی نژاد زحمت کشیدند و بعد از هماهنگی با آقای افتخاری ، یک گروه مجهز عکاسی به استدیو آوردند تا عکس هایی برای این آلبوم تهیه شود اما متاسفانه آقای افتخاری به دلیل خستگی حاضر نشدند عکس گرفته شود و گروه عکاسی بعد از عذر خواهی فراوان من و علی خشتی نژاد ، استدیو را ترک کردند. چند روز بعد دوباره تماس گرفته شد ولی متاسفانه آقای افتخاری اصفهان تشریف داشتند ، و بدلیل اینکه می خواستیم این آلبوم عید بدست علاقه مندان برسد مجبور شدیم از این عکس استفاده کنیم که به اعتقاد من بسیار هم زیبا و متفکرانه و عمیق است.

در مورد اینکه چرا اسم آلبوم از اسم علیرضا افتخاری کوچکتر است باید طراح پاسخگو باشد. ولی بنده این را عرض می کنم که دنبال دلیل و حرف و حدیث نباشید چون واقعیت اصلا چنین نیست و شکل آن گل طوری است که طراح مجبور به این کار شده است و من چون محمد درفشه را قبول دارم و از دوستان صمیمی من است ، در کارش دخالت نمی کنم.

مطلب دیگر این است که از شما می خواهم فرهنگ کپی رایت را تبلیغ کنید. بعضی ها واقعا ندانسته کار را کپی می کنند. من مطمئن هستم اگر کسی که مثلا آلبوم استاد شجریان را کپی می کند یا بطور mp3 از دستفروش خریداری می کند یا از اینترنت دریافت (دانلود) می کند ، بداند که مستقیما به استاد شجریان ظلم می کند و منافعش را تهدید می کند و از طرفی باعث رونق بازار انگل های موسیقی (کسانی که مبادرت به تهیه ی mp3 و... بدون اجازه ی ناشر می ورزند و بطور غیرقانونی اقدام به فروش آنها می کنند) می شود ، یقینا این کار را نخواهد کرد. واقعا بعضی ها نمی دانند. بعنوان مثال یک روز در محفلی یکی از علاقه مندان به موسیقی یکی از اساتید را دیده بودند و گفته بودند استاد من آنقدر شما را دوست دارم که cd شما را 100 تا کپی کردم و به همه ی دوستانم و آشنایانم دادم و آنها همه عاشق صدای شما شدند!

این یعنی فقر فرهنگی ، یعنی اینکه این فرهنگ ایجاد نشده و این وظیفه ی اصحاب رسانه است که فرهنگ را میان مردم جای اندازند.

 

در پایان با تشکر از اینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار وبلاگ خورشید شبستان قرار دادید از شما سپاسگزاری می کنم و امیدوارم که هر چه زودتر آثار دیگری را هم از شما و دوستان هنرمندتان بشنویم و شاهد باشیم.

 

 

 --------------------------------------------------------------

در پایان لازم می دانم از دوست عزیز و هنرمند محمود صالحی برای مساعدت های فراوانش تشکر کنم.

---------------------------------------------------------------

بنده سعی خواهم کرد ، سعی نظرات و پیشنهادات شما در رابطه با این پست و همچنین آلبوم موسیقی "تنها تو می مانی" را به جناب "رحیمی آذر" منتقل کنم. 

 

 

استفاده از مطالب وبلاگ "خورشید شبستان" تنها با ذکر نام و آدرس این وبلاگ بلامانع است. 

|+| نوشته شده توسط میلاد محمدی در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت 3:38